خواهش می کنم راحت باشید، وب سایت خودتونه (تجربه کاربری – UX)

working at home

خواهش می کنم راحت باشید، وب سایت خودتونه (تجربه کاربری – UX)

1280 853 سجاد بهجتی

اگر کمی فکر کنید وب سایت هایی را به یاد می آورید که در آنها راحت هستید ، عجیب به نظر می رسد اما دقیقا همینطور است ، وب سایت هایی که به دنبال منوی خاصی نمی گردید ، برای سفارش خرید سردرگم نمی شوید ، بطور عجیبی حس می کنید هر چیزی دقیقا همان جایی است که باید باشد ، حتی شاید این احساس را تجربه نکنید و به آن فکر هم نکنید ، اما در واقعیت از آن سایت یا سایت ها استفاده می کنید چون راحت هستید .

درست مثل وقتی که منزل نزدیکان خود هستید ، احساس راحتی می کنید ، در منزل نزدیکان هم همینطور است ، جای هر چیزی را می دانید ، افرادی که هستند را می شناسید ، لازم نیست از خودتان فاصله گرفته و شبیه محیطی شوید که در آن قرار گرفته اید و دلایل متعدد دیگری که راحت هستید جالب بود ؟ جالب تر اینکه این موضوع در خصوص وسایل مختلف نیز صادق است ، برای برخی وسایل بدون اینکه آموزش خاصی ببینید با اینکه پیچیدگی هایی دارند ، میتوانید درست کار کنید و سردرگمی خبری از شما نمی گیرد ، چای سازی را تصور کنید که وقتی کتری را از روی آن بر می دارید چراغ خاموش می شود و وقتی کتری را میخواهید روی آن قرار دهید تا زمانی که درست اینکار را نکنید ، جا نیفتاده و در محل خود قرار نمی گیرد ، بعد از قرارگیری صحیح چراغی را نیز برای شما روشن می کند ، حال تصور کنید اینچنین نبود ، یعنی از هر طرفی که میخواستید ، می توانستید کتری را روی پایه آن قرار دهید ، چه اتفاقی می افتاد ، بارها این کار را می کردید تا بالاخره درست انجامش دهید و بتوانید آب را جوش کرده و یک استکان چای میل کنید . به وسایل مختلف منزل نگاه کنید ، تلفن بی سیم ، ماشین اصلاح ، یخچال و … ، با آنها راحت هستید ؟

این مفهوم امروزه با عنوان تجربه کاربری یا User Experience عنوان می شود ، تجربه ای که افراد از استفاده یک محصول یا خدمت یا وب سایت و … دریافت می کنند .

طراحان محصول در تجربه کاربری با هم رقابت می کنند ، صاحبان وب سایت ها با تجربه کاربری بهتر متمایز می شوند و اتفاقات جالب انگیز ناک دیگری که UX نامیده می شود این رقابت ها را جذاب تر و از همه مهمتر برای کاربر لذت بخش تر کرده است ، اما اینجا کلیک است و بهتر است تجربه کاربری را در کلیک هایی که در اینترنت می کنید بررسی کنیم ، اول اینکه در تجربه کاربری نسخه واحدی وجود ندارد ، یعنی نمی شود گفت منو را سمت راست قرار دهید ، شعار را سمت چپ ، سبد خرید را وسط و آفرین شما تجربه کاربری خوبی را ایجاد کرده اید ، و کاربر چه لذتی خواهد برد ، نه ، قطعا اینطور نیست ، این موضوع در وب سایت های مختلف ، با موضوعات متفاوت فرق می کند و از طرفی حتی برای شهر ها و کشور های مختلف نیز یکجور نیست ، چرا که فرهنگ و سایر فاکتورها هم در این موضوع دخیل هستند . اما نترسید …

راه هایی هم وجود دارد که بعنوان یک اصل می پذیریم مگر اینکه خلاف آن ثابت شود ، مثلا از مخاطب نخواهید که کلیک زیادی انجام دهد ، اگر در خصوص محصولی با تخفیفات و شرایط ویژه در صفحه صحبت کرده اید ، بعد از اولین کلیک امکانات مختلف را در اختیار ایشان قرار دهید و برای هر چیزی کلیک دیگری طلب نکنید ، مخاطب با هر کلیک رشته مطلب از فکرش خارج شده ، وارد صفحه ی جدیدی می شود که احتمالا بخاطر سرعت خیلی خوب اینترنت باید زمانی هم صبر کند و در این زمان اگر tab های دیگر مرورگر را نبیند و به کارهای دیگری مشغول نشود ، ممکن است ادامه داده و پیگیر شود . پس لطفا لقمه را دور سر خودتان و مخاطب نچرخانید .

UX یکسری قوانین و قواعد نیست ، بلکه یک نگرش است ، جمله تبلیغاتی شد ؟ تبلیغاتی یا غیر تبلیغاتی واقعیت تجربه کاربری همین است ، یعنی اینکه در هنگام طراحی وب سایت ، مشخص کردن منو ها ، قرار دادن بخش های مختلف در صفحه و سایر مراحل مربوطه ، فقط و فقط و فقط به تجربه کاربر فکر کنید ، سخت نیست ، تصور کنید کاربر قرار است از آن وب سایت به راحتی استفاده کنید ، چه چیزهایی را در اول نیاز دارد ، چه چیزهایی را کمتر نیاز دارد و چه چیزهایی را شما دوست دارید و او اصلا نیاز ندارد ، بر این اساس طراحی کنید و موقعیت ها را مشخص کنید ، آنوقت شاید درباره ما را اولین گزینه منو نگذارید ! چون وقتی مخاطب می خواهد سی دی پلنگ صورتی بخرد شاید برایش اصلا مهم نباشد شما چه کسی هستید ، اما برایش مهم است فیلم های کارتونی که ارائه می دهید بر روی چه CD کپی می شود ، یا اینکه سفارشات چند روزه به دستش می رسد و … ، شاید لازم باشد در بخش بالایی سایت بنویسید که مثلا سفارشات تهران یک روزه و سایر شهر ها دو روزه ارسال خواهد شد ، نترسید ، در نهایت کاربر است که باید به شما پول پرداخت کند ، کاربر است که باید مقالات وبلاگ شما را بخواند ، پس بر اساس او بچینید و تنظیم کنید ، بگذارید راحت باشد و برای این راحتی زیاد به شما سر بزند .

وقتی این تفکر را پیدا کردید ، وقت آن رسیده که حرفه ای تر به موضوع تجربه کاربری یا UX خودمان نگاه کنید ، تجربه کاربری احساس شما نیست ، تجربه کاربری واقعیتی است که توسط کاربر در استفاده از وب سایت شما تجربه می شود ، یکی از موثرترین راه ها برای اینکه تجربه کاربری خوبی را ایجاد کنید A/B تست است ، یعنی تست بگیر و تست بگیر و تست بگیر و تست بگیر و … ، بله ، تست بگیر ، رفتار کاربر را نگاه کن ، اسکرول می کند برای چی ؟ به دنبال چه چیزی می گردد ؟ راحت بخش های مختلف وب سایت را پیدا می کند ؟ به راحتی از وب سایت خرید می کند ؟ سوالی در ذهنش باقی نمی ماند ؟ چه زمانی سردرگم می شود ؟ اینها سوالاتی نیستند که بتوانید از طریق پرسشنامه بپرسید و کاربر هم خیلی راحت پاسخ شما را بدهد ، و شما هم سایتی داشته باشید با تجربه کاربری عالی ، نه نه ، اینها سوالاتی است که باید از خودتان بپرسید و از نگاه کردن رفتار کاربر پاسخش را دریافت کنید ، بر اساس تست ها ، بخش های مختلف وب سایت را تغییر داده و باز هم تست کنید ، آنقدر این کار را تکرار کنید تا زمانی باشد که از پاسخ ها لبخند رضایت بر لبان شما نقش ببندد ، این لبخند رضایت شما ، بر روی لبان مشتری نیز نمایان شد و آنوقت شما کاری کرده اید ، کاربرستان .

البته سایت های بزرگ و آنهایی که مخاطب بین المللی دارند ، علاوه بر اینگونه تست ها ، آزمایش های دیگری هم دارند ، مثلا یکی از معروف ترین های آن ، تست حرارتی می باشد ، به این معنی که حرکت ماوس کاربر بر روی صفحه را ذخیره کرده ، آنجایی که ماوس متوقف می شود ، آنجایی که حرکت می کند ، زمانی که متوقف می شود و … را با رنگ های مختلفی بر روی سایت می بینند و بر اساس آن تصمیم گیری می کنند که چه قسمت هایی از نظر کاربر مشخص نیست ، چه بخش هایی محل توقف ایشان است و … ، در تست های پیشرفته تر ، محل نگاه مخاطب را نیز با دستگاه هایی مجهز به دوربین دنبال کرده و از محل نگاه و شیوه نگاه کردن نیز اطلاعات بیشتری دریافت کرده و وب سایتشان را روز به روز به کاربر نزدیک می کنند ، تا در نهایت کاربر حس خوب راحتی را تجربه کرده و بیشتر به آنها سر بزند ، و البته این سرزدن ها مفیدتر هم باشد ، چراکه توقف بیجا مانع کسب است .

سجاد تقی زاده بهجتی | ضمیمه کلیک روزنامه جام جم (۲۶ بهمن ماه ۱۳۹۳ )

سجاد بهجتی

استراتژیست محتوا و کپی رایتر وقتی محتوایی به مخاطب ارائه میشه، تصمیم میگیره با شما خداحافظی (Goodbye) کنه یا اینکه خریدار (GoodBuy) محتوای شما باشه، یک کلمه رو به ارزش کلمه قبل خریداری کنه و تا پایان محتوا همراه شما باشه، یا … به نظر من ارائه محتوا و کپی رایتینگ تفاوت ۲ واژه Goodbye و GoodBuy است.

تمام مقالات توسط:سجاد بهجتی
۸ دیدگاه

دیدگاه خود را ثبت کنید

سجاد بهجتی

استراتژیست محتوا و کپی رایتر وقتی محتوایی به مخاطب ارائه میشه، تصمیم میگیره با شما خداحافظی (Goodbye) کنه یا اینکه خریدار (GoodBuy) محتوای شما باشه، یک کلمه رو به ارزش کلمه قبل خریداری کنه و تا پایان محتوا همراه شما باشه، یا … به نظر من ارائه محتوا و کپی رایتینگ تفاوت ۲ واژه Goodbye و GoodBuy است.

تمام مقالات توسط:سجاد بهجتی

خواهش می کنم راحت باشید، وب سایت خودتونه (تجربه کاربری – UX)

زمان مطالعه: 7 دقیقه