چگونه یک UX (تجربه کاربری) بد می تواند باعث شود که کاربران ، خود را سرزنش کنند (بخش اول)

how_bad_ux_makes_users_blame_themselves1

چگونه یک UX (تجربه کاربری) بد می تواند باعث شود که کاربران ، خود را سرزنش کنند (بخش اول)

1280 853 مسترکاما

ما آن را بخوبی انجام ندادیم. وقتی چیزی اشتباه پیش می رود، می خواهیم علت این مسئله را به سرعت و براحتی بفهمیم حتی اگر چندان روراست با خودمان برخورد نکنیم. ولی وقتی پای تکنولوژی در میان باشد مسئله پیچیده تر می شود و درک ما در بیشتر موارد از تکنولوژی و ابزارهای آن متفاوت و ناقص است.مثلا وقتی چیزی در واسط کاربری اشتباه باشد، این سوال همیشه جواب راحتی ندارد.
این وظیفه ی طراح است که با کاربر ارتباط برقرار کند و با او همکاری کند تا به آن ها زبان طراحی را بیاموزد، تا MVP (Minimum Viable Product)ها را در دستان آن ها قرار دهد، تست کند، صحبت کند و به راه حل مناسب حل مشکل دست یابد.
طراحان فقط وظیفه ندارند که محصولات دیجیتالی را زیبا کنند آن ها باید احساس خوبی در افراد هنگام استفاده از آن محصول ایجاد کنند—مخصوصا وقتی اشتباهی رخ می دهد. اجازه دهید موقعیتی از زندگی خودم را توضیح بدهم که در آن طراحی غلط و آزاردهنده بود ولی در نهایت بجای اینکه وبسایت را سرزنش کنم خودم را سرزنش کردم.

چطوری به دولت مالیات خود را پرداخت کنم تا احساس کنم احمق هستم

چند سال پیش وقتی به عنوان یک آزاد کار (فریلنسر) کار می کردم از واسط کاربری وبسایت دولت انگلیس استفاده می کردم تا مالیات خود را پرداخت کنم. اصطلاح “استفاده” شاید خیلی درست نباشد. به دلیل اینکه در هنگام پرداخت مالیات بیشتر وقتم  صرف کلیک کردن بر تمامی قسمت ها میشد تا زمانی که عباراتی را پیدا کنم که ابهام کمتری برایم داشته باشند راحت تر بفهمم. تمام تلاشم را می کردم و امیدوار بودم که چند هفته ی بعد و به خاطر چند اشتباه نامه جریمه از اداره مالیات دریافت نکنم.
در طی این فرایند من احساس نادان بودن می کردم به دلیل اینکه نمی توانستم در واسط کاربری به آن قسمتی که می خواستم بروم زیرا زبان این واسط کاربری مثل یک ربات بود و به هر قسمتی که می رفتم دوباره به نقطه ی شروع می رسیدم. هیچ کدام از این مشکلات تقصیر من نبود ولی برای هر خطایی خودم را سرزنش می کردم.

فکر می کردم باید تا حدی که می توانم این واسط کاربری را درک کنم.
آما آیا واقعا این وظیفه ی من بوده است؟ یک سرویس وب آنلاین که مسئول جمع آوری مالیات  است باید به سادگی و راحتی استفاده اش افتخار کند. وقتی از ابزاری استفاده می کنم باید همیشه بدانم که کجا هستم، چگونه به اینجا رسیده ام و چرا در اینجا هستم و چگونه می توانم به عقب برگردم. حس ناتوانی، فقدان و ناامنی من نشانه ای از عدم موفقیت واسط کاربری بود که من را خسته می کرد و در عین حال هیچ کمکی به من نمی کرد.
نیازی نیست که واسط کاربری زیبا باشد شما نیازی به زیباسازی مالیات ندارید تنها باید مطمئن شوید که به نیازهای کاربران در تمامی مراحل این فرایند توجه شده است.  همه تلاشتان را بکنید تا آنچه را که شایسته کاربرانتان است به آنها ارائه دهید- مطمئننا در این حالت است که احساس امنیت را در فرد ایجاد میکنیم. در عوض من احساس عدم آمادگی و ناامنی می کردم زیرا باید قبل از استفاده از واسط کاربری، چگونگی استفاده از آن را به طور کامل مطالعه می کردم.

بنابراین آیا باید برای UX های بد خود را سرزنش کنیم؟

وقتی که زمان تعیین این که چه کسی مقصر است و چه کسی باید آن را برطرف کند می رسد ٬ شما ممکن است فکر کنید که جواب راحت است: این تقصیر طراح واسط کاربری است پس او باید آن را برطرف کند. به طرز عجیبی کاربران (مثل خود من) تمایل دارند که خود را سرزنش کنند. من واسط کاربری را ایجاد نکرده ام خوب چرا باید خودم را سرزنش کنم؟

222

Don Norman مفهوم سرزنش را به خوبی در The Design of Everyday Things (طراحی وسایل روزمره) شرح می دهد. او توضیح می دهد که چطورما به سرزنش کردن خود در برابر سرزنش کردن طراحان و توسعه دهنده ها برای خطاهای واسط کاربری ارجحیت میدهیم و چرا این رفتار اشتباه است.  بیان آن از حد این نوشته فراتر است (اگر این کتاب را نخوانده اید باید بخوانید) ولی همین قدر بدانیم که  موضوع بیه این سادگی نیست و فرایندهای روانشناسی پیچیده، ضد و نقیض و فریبنده هستند.
ما از عدم قطعیت متنفر هستیم و هر کاری را انجام می دهیم تا به سرعت از آن فرار کنیم- حتی اگر به این معنی باشد که به خودمان دروغ می گوییم.

ادامه دارد…

ترجمه توسط مسترکاما

چگونه یک UX (تجربه کاربری) بد می تواند باعث شود که کاربران ، خود را سرزنش کنند (بخش اول)

زمان مطالعه: 4 دقیقه