سرآشپز محتوا برای وب سایت

chef-content-for-the-site2

سرآشپز محتوا برای وب سایت

1280 853 سجاد تقی زاده بهجتی

وب سایت های خوشمزه، بی مزه و بد مزه

وب سایت هایی که معمولا به آنها سر میزنید را در ذهن خود مرور کنید، چرا به آنها سر می زنید؟ اگردلیل شما چیزی شبیه این است که فلان وب سایت اطلاعاتی درباره جدیدترین های فناوری اطلاعات در اختیارتان قرار میدهد، سوال دیگری از شما می پرسم، وب سایت دیگری نیست که چنین اطلاعاتی را ارائه کند؟ پس چرا آن وب سایت خاص را برای در جریان بودن انتخاب کرده اید؟ جواب می تواند این باشد که احتمالا طعم آن برای شما دلچسب بوده که باعث شده هر از چندگاهی به سراغش بروید، وب سایت هایی که متناسب با سلیقه و ذائقه ی شما هستند، درست مثل غذاهایی که هر از چندگاهی هوس می کنید، نکته اینجاست که وب سایت های خوشمزه صرفا مطالبی که دوست دارید را ارائه نمی دهند، آنها مطالبی که مورد پسند شماست را به اندازه کافی پخته و به شیوه ای مناسب سرو می کنند. شما شاید عاشق قرمه سبزی باشید اما برایتان قطعا شیوه پخت و سرو آن هم مهم است، اگر همان قرمه سبز با مواد اولیه نه چندان خوب، در زمان کم درست شود و بعد از آن هم در یک لیوان یکبار مصرف سرو شود چیز دیگری می شود که حتی به سلیقه خودتان هم شک می کنید.

آشپزی برای چه کسی؟ (شناخت مخاطب)

وب سایت های خوشمزه تجربه خوبی را برای شما ایجاد می کنند که باعث می شوند تکرار آن تجربه خوب را هر از چندگاهی هوس کنید، بیایید دوباره به سرآشپز داستان بر گردیم، یک سر آشپز خوب مخاطبش را می شناسد، برای سرآشپز اولین اولویت این است که برای چه شخصی قرار است غذا درست شود و آن شخص چه ویژگی هایی دارد و چگونه رفتار می کند، بعد از آن به سراغ مراحل بعدی می رود و دست به کار می شود. تصور کنید این اتفاق نیفتد و خودش و ذهنش در یک جلسه طوفان فکری با دوستانشان به این نتیجه برسند که مخاطب قطعا عاشق ماکارونی است، بعد از آنهم مشغول می شوند و یک ماکارونی جذاب با بهترین دستورالعمل های دنیا درست می کنند ، اما واقعیت اینجاست که مخاطبشان دیابت داشته و اصولا ماکارونی را نه دوست دارد و نه برایش خوب است.

شناخت مخاطب عبارتی کلیشه ای شده که اوج اهمیت ما برگزاری همان جلسات طوفان فکری است و خوشحال می شویم که مخاطب را شناخته ایم و دست به کار می شویم. واقعیت اینجاست که این مرحله میتواند موفقیت ما یا عدم موفقیت ما را مشخص کند، شاید شما سرآشپز ماهری باشید و چندین جایزه دریافت کرده باشید، شاید ظروفی که غذا را سرو می کنید زیباترین و بروز ترین باشد، اما اگر متناسب با ذائقه مخاطب نباشید نه تنها هیچ کدام اینها دیده نمی شود، بلکه تجربه ای نه چندان خوب برای مخاطب ایجاد شده و مجبور به دوری و دوستی خواهید شد . برای شناخت مخاطب راههای زیادی وجود دارد که خلاصه همه ی آن راهها این است که با مخاطب تعامل داشته باشید، اگر واژه تعامل را نمی پسنید آنرا با رفت و آمد عوض کنید، با مخاطب رفت و آمد داشته باشید و رفتار ایشان را رصد کنید، این رفت و آمد ها می تواند در دنیای مجازی یا واقعی باشد، وقتی در همان جلسات طوفان فکری حدسیاتی از مخاطب داشتید که مخاطب وب سایت ما دانشجویان ۱۸ تا ۲۵ ساله ی عاشق تکنولوژی هستند، به شبکه های اجتماعی سر بزنید و ببینید این افراد چه مطالبی می نویسند؟ چه چیزهایی را به اشتراک می گذارند؟ معمولا چه ساعاتی اینکار را می کنند؟ چه پست هایی را لایک می کنند و … ، به دنیای مجازی زیاد دلخوش نکنید، در دنیای واقعی هم به سراغشان بروید و در گپی کوتاه سوالاتی مشخص بپرسید، چه وب سایت هایی می روند، چه دغدغه هایی دارند، اخبار تکنولوژی را دنبال می کنند؟ از چه وب سایت هایی؟ با چه ابزارهایی و …

بعد از این سوال ها میتوانید جلسه ای بگذارید، اینبار علاوه بر شما و ذهنتان و دوستانتان، عضو جدیدی در جلسه وجود دارد، آنهم اطلاعات است، اطلاعاتی که کمک می کند تصمیمات بهتری بگیرید، اگر اکثرا با موبایل این اخبار را پیگیری می کند حواستان باشد که وب سایتتان به شیوه مناسبی در موبایل نمایش داده شود، اگر ادبیاتی که استفاده می کند صمیمی و راحت است در وب سایت خیلی فنی و خشک مطالبی ننویسید و تحلیل های دیگری که از اطلاعات می شود به آن رسید.

مواد اولیه (منابع محتوا) :

سرآشپز بعد از شناخت مخاطب، غذاهایی را که فکر می کند مخاطب می پسندد را انتخاب کرده و سعی می کند از بین آنها یکی دو تایی انتخاب و دست به کار شود، شناخت مخاطب لزوما برای این نیست که پیتزا درست شود یا قرمه سبزی، می تواند جزئی تر از اینها باشد که پیتزا فلفل دلمه ای داشته باشد یا نه، پنیر کم داشته باشد یا زیاد و هر انچه که کمک کند غذای نهایی نزدیک تر به ذائقه مخاطب باشد، سرآشپز داستان غذایی را انتخاب و برای آن غذا مواد اولیه ای را می نویسد، بعضی از مواد اولیه موجود و برخی دیگر باید تهیه شوند.

برای وب سایت هم تصمیم گرفتیم تازه های فناوری اطلاعات را با عکس هایی جذاب و لحنی نسبتا صمیمی به مخاطب ارائه دهیم، برای اینکار منابع ای (مواد اولیه) نیاز داریم که برخی را داشته و بعضی را باید تهیه کنیم، مترجمی که بتواند از وب سایت های بروز مطالب را به خوبی ترجمه کند در گروه هست، تصاویر با کیفیت را فعلا در اینترنت جستجو می کنیم و استفاده می کنیم، برای گزارش کنفرانس ها و همایش هایی که در زمینه فناوری اطلاعات برگزار می شود نیاز به گزارشگری داریم که در حال حاضر در گروه نیست، لحن اکثر اعضای گروه خشک و رسمی است و نیاز است فردی متنفاوت اضافه شود، برای بروز رسانی وب سایت منابع اطلاعاتی میخواهیم که مطالب جذاب منتشر کنند تا بتوانیم با ترجمه آن خوراک خوبی مهیا کنیم. این لیست را ادامه می دهیم و آنهایی که داریم را آماده سازی کرده و برای تهیه آنهایی که نداریم برنامه ریزی می کنیم.

دستورالعمل پخت غذا (برنامه ریزی محتوا) :

بعد از تهیه مواد اولیه، نوبت به دستورالعمل پخت غذا می رسد، با توجه به همان ذائقه مخاطب درباره نحوه ترکیب کردن و مقدار غذا و زمان پخت تصمیم میگیریم، یعنی مشخص می کنیم حجم مطالب ما قرار است چقدر باشد؟ مطالب مختلف وب سایت به چه صورتی به هم مرتبط می شوند؟ در کدام شبکه های اجتماعی حضور داشته و چطور رفتار می کنیم؟ چه میزان از مطالب ما عکس ها هستند و چه میزان متن؟ برای نمایش مطالب از چه ساختاری استفاده می کنیم؟ و سوالات زیاد دیگری که برای برنامه ریزی محتوا مورد نیاز است، زمان پخت را هم مشخص می کنیم، برخی مطالب کامل نیستند و قرار است مخاطب را آماده ی مطالب دیگری کنند، این مطالب زمان پخت بیشتری میخواهند، چون به خودی خود قرار است همراهی مخاطب را برای مطالب بعدی داشته باشند .

آشپزی آغاز می شود (آماده سازی محتوا):

آشپز با توجه به دستورالعمل شروع به آشپزی می کند، همین اتفاق در وب سایت توسط تولید کننده های محتوا می افتد، این افراد میتوانند مترجمان یا نویسنده های وب سایت باشند؛ نکته اینجاست که همگی قرار است از دستورالعمل پیروی کرده و متناسب با آن خروجی داشته باشند. در تک تک این مراحل یادآوری مخاطب اهمیت زیادی دارد، چرا که در نهایت مخاطب است که تجربه خوبی بدست آورده یا تمام زحمات شما را نادیده میگیرد. مجموع این فعالیت ها باعث می شود به خوشمزه شدن وب سایت کمک کنیم، و مخاطب بخاطر این خوش طعم بودنمان مجددا مراجعه کرده و مارا همراهی کند، به نظرم مدیریت یک وب سایت شباهت زیادی به مدیریت رستوران دارد، مراجعه کننده های زیادی که قرار است راضی بوده و با تجربه ای خوب رستوران را ترک کنند، تک تک عوامل از محیط گرفته تا دورچین ها و برخورد گارسون ها و قمیت در رضایت یا عدم رضایت آنها نقش داشته و در نهایت یا می روند و پشت سرشان را هم نگاه نمی کنند، یا باز می گردند و تجربه خوبشان را هم با دیگران به اشتراک می گذارند، این روزها در دنیا استراتژیست های محتوا کاری مشابه مدیران رستورانها برای وب سایت ها انجام می دهند.

سجاد تقی زاده بهجتی | ضمیمه کلیک روزنامه جام جم ( ۱۷ آبان ۹۴ )

سجاد تقی زاده بهجتی

استراتژیست محتوا و کپی رایتر وقتی محتوایی به مخاطب ارائه میشه، تصمیم میگیره با شما خداحافظی (Goodbye) کنه یا اینکه خریدار (GoodBuy) محتوای شما باشه، یک کلمه رو به ارزش کلمه قبل خریداری کنه و تا پایان محتوا همراه شما باشه، یا … به نظر من ارائه محتوا و کپی رایتینگ تفاوت ۲ واژه Goodbye و GoodBuy است.

تمام مقالات توسط:سجاد تقی زاده بهجتی
۲ دیدگاه
  • اروند سیستم ۱۳۹۴/۰۸/۲۰ در ۲۱:۲۱

    مطلب زیبایی بود، بنظر من مخاطبان هرچه جلوتر می‌روند، سخت‌پسندتر می‌شوند و راضی کردنشان مشکلتر. پختن محتوا هم برایشان واقعا سخت است!!

  • نمیخواهم به شما و نوشته هاتون ایراد بگیرم اما بنظر من هم وبسایت شما هم آنچنان خوشمزه نیست و مطالبش کمی سنگین هستند.

دیدگاه خود را ثبت کنید

سجاد تقی زاده بهجتی

استراتژیست محتوا و کپی رایتر وقتی محتوایی به مخاطب ارائه میشه، تصمیم میگیره با شما خداحافظی (Goodbye) کنه یا اینکه خریدار (GoodBuy) محتوای شما باشه، یک کلمه رو به ارزش کلمه قبل خریداری کنه و تا پایان محتوا همراه شما باشه، یا … به نظر من ارائه محتوا و کپی رایتینگ تفاوت ۲ واژه Goodbye و GoodBuy است.

تمام مقالات توسط:سجاد تقی زاده بهجتی

سرآشپز محتوا برای وب سایت

زمان مطالعه: 7 دقیقه